حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
95
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
ناصر الدين شاه تحت شرايط بحران هرات و مداخله آشكار انگليس در جنوب ايران به پذيرش درخواست سلطان مسقط تن در داد و با عقد قرارداد جديد موافقت كرد . قرارداد سلطان سعيد با والى فارس شامل شانزده ماده است ، « 1 » و بر خلاف معاهدات قبلى جزئيات ارتباط نمايندگان مسقط با حكام ايرانى و نحوه استقرار در بندر عباسى و اينكه حاكم بندر عباسى تابع دولت ايران باشد ، در آن به صراحت قيد شده و نه تنها به اين امر اكتفا نشده بلكه خواسته شده است كه حاكم بندر عباسى دست خطى مبنى بر تبعيت دولت ايران بنويسد و به اولياى دولت تسليم كند . ( س . 35 ) در بخشى از اين نوشته كه تسليم دولت ايران شده ، آمده است : « بنده درگاه آسمان جاه سلطان سعيد بن احمد خود را از تبعه و چاكران و بستگان دولت ايران صانها اللّه تعالى عن الحدثان مىدانم . حكومت عباسى و جزيرتين قشم و هرموز و شميل و ميناب و بيابان و عيسين و تازيان كه واگذار به اين بندهء درگاه آسمان جاه سلطانى شده است متعهد است كه تنخواه قسط ديوانى بندر عباس و ساير را موافق تشخيص در رقم مرحمت شيم قسط به قسط بدون تعطيل كارسازى نمايم و اسناد خرج بجهة خود صادر كنم و در سرپرستى رعايا و آبادانى آنجا كمال اهتمام را به عمل آورم و امرى كه منافى رأى اولياى دولت قاهره باشد بر آن اقدام نورزم و اگر خداى نخواسته سهوا ترك ادبى و خلاف حكمى از بندهء درگاه صادر شود حكمش با اولياى دولت است هر آنچه بفرمايند مختارند . » « 2 » ( س . 36 ) هرچند در اين قرارداد همه منافع ملى ايران در نظر گرفته شد و جاى هيچگونه ادعايى براى سلطان سعيد و نمايندهاش باقى نماند ، امّا عقد اين قرارداد به احتمال زياد تحت تأثير فشارهاى انگلستان در هرات و بوشهر و با حمايت قاطع انگلستان از امام مسقط در اين مقطع صورت پذيرفت . ميرزا ابراهيم خان ، كارپرداز ايران در بغداد درباره فعاليت مأموران انگليسى در خليج فارس و تحريك اهالى و اعمال فشار علّيه دولت در جنوب ايران طى نامهاى به صدر اعظم مىنويسد : « همچنين ميرزا آقا منشى را روانه سمت بندرات و بلوكات شيراز كه دشت و دشتستان و تنگ و تنگستان و خشت و غيره و بندر ابوشهر كرده است كه برود اهالى آن ولايت را تطميع و اغوا كند و بنويسند از كراچى آقا خان محلاتى را بياورند و سيد سعيد را از مسقط حركت بدهند كه با جمعيت و استعداد بيايد بندر عباسى را ضبط نمايد . » « 3 » اما آن كه بيش از همه معتقد به مبارزه قاطعانه با انگليس و عمّال آنان در خليج فارس بود ، ميرزا صادق كاشانى ، كارپرداز ايران در بمبئى است كه دامنه فعاليتها و نامهنگارىهاى خود را به استانبول نيز رسانيده و هنگام حمله نظامى انگلستان به بوشهر خطاب به « فرخ خان امين الدوله » ، كنسول ايران در عثمانى از مبارزه علنى با انگليس و تسليم نشدن به خواستههاى اين قدرت استعمارى نوشته است و « فرخ خان امين الدوله » در مقابل اين رشادت و شجاعت علنى كارپردازى ايران در بمبئى ، خطاب به صدر اعظم ايران مىنويسد : « از كاغذهاى ميرزا صادق خان بمبئى هم كه از همين چاپار بروز كرد ، مشخص شد كه دولت انگليس دست به كار زد . افواج و كشتىهاى جنگى خود را كه براى دولت ايران منتخب و معين كرده بود فرستاده و در كار فرستادن است . از هر كاغذى كه لازم بود سواد براى شما فرستادم . اما ميرزا صادق خان نمىدانم اول كارش است مىخواهد اظهار وجودى نمايد يا بفهماند كه من كاشى نيستم و نمىترسم ، اين مقدمه را بسيار سهل به نظر داده است ، اما آدم عاقل خود را بازى نمىدهد و خصم را هرچند خيلى ضعيف باشد حقير نمىشمارد . دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد » شما البته با عقلى كه داريد ميرزا صادق خان نيستيد كه بگويم مبادا شما هم به جهة [ جهت ] انكار كاشىگرى دست بالا را برداريد ، البته با علم و اطلاعى كه از همه جا و همه چيز داريد تكليف خود را خواهيد دانست ، نه چنان جرى و متهور باشيد كه اسباب جنگ شويد و نه چنان اظهار ضعف نمائيد كه خيال كنند دولت ايران از شنيدن اين اخبار ضعف كرده است ، حد وسط را بگيريد و آن مثل را كه از شير معروف است در نظر داشته باشيد . » « 4 » ميرزا صادق خان پس از عقد قرارداد 1272 ق . / 1856 م . با سلطان سعيد ، همچنان نارضايتى خود را از موضع حكومت قاجار در قبال بندر عباسى اعلام مىكند و عقد اين قرارداد را نتيجه دخالت مستقيم انگلستان در مسئله هرات و حمايت علنى از سلطان سعيد مىداند . او در اينباره مىنويسد : « در اينجاها مذكور مىشود كه امناى دولت قاهره بعد از آنكه عريضه و پيشكش از سيد سعيد مسقطى رسيد ، بندر عباسى را كما فى السابق به مشار اليه محول و واگذار نمودند و اين اوقات نوشتجات از تجّار بندر ابوشهر رسيده بود ، نوشتهاند كه عاليجاه دريا بيگى امر بندر عباس را گذرانيد و تمام كرد . چنين خيال نمىكنيد به مردم كه بالمّره امناى دولت ، چشم التفات از بندر مزبور پوشيده به سيد سعيد محول فرمودهاند كه مثل
--> ( 1 ) . رونوشتهاى مختلفى از اين قرارداد در متون تاريخى ثبت شده است كه در برخى موارد با هم اختلاف دارند براى آگاهى بيشتر بنگريد به : تاريخ مسقط و عمان . . . ، پيشين ، صص 124 - 120 ؛ فارسنامه ناصرى ، پيشين ، صص 807 - 806 ؛ بحرين و مسائل خليج فارس ، پيشين ، صص 148 - 146 ؛ عمان ، پيشين ، صص 181 - 177 ، ناسخ التواريخ ، پيشين ، صص 1369 - 1366 . حميد بن محمد بن رزيق ، مورخ دربار سلطان سعيد در اثر خود تحت عنوان الفتح المبين فى سيرة السادة البو سعيدين كه در سال 1274 ق . / 1857 م . به رشته تحرير درآورده است ، روايت اعزام « سيد ثوينى » را به بندر عباسى و درگيرى با نيروهاى ايرانى نقل كرده و عزم سلطان سعيد را براى برقرارى مصالحه با ايران به گونهاى جانبدارانه آورده است و در جهت اينكه از شأن سلطان سعيد كاسته نشود ، همه درگيرىها را به نفع نيروهاى مسقط روايت و در پايان ، قرارداد اجاره بندر عباسى را معادل با قرارداد دوره « سيف بن نبهان » خوانده است . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : الفتح المبين فى سيرة السادة البو سعيدين ، پيشين ، صص 553 - 552 . ( 2 ) . ناسخ التواريخ ، پيشين ، ص 1369 . ( 3 ) . مجموعه اسناد و مدارك فرخ خان ، پيشين ، جلد سوم ، صص 215 - 214 . ( 4 ) . همانجا ، جلد اول ، ص 130 .